ORezaO

مبادا که گستاخ باشی به دهر / که از پای‌زهرش فزون است زهر

مسا ایچ با آز و با کینه دست / ز منزل مکن جایگاهِ نشست

سرایِ سپنج است با راه و رو / تو گردی کهن، دیگر آرند نو

یکی اندر آید، دگر بگذرد / زمانی به منزل چَمَد گر چَرَد

چو برخیزد آوازِ طبلِ رحیل / به خاک اندر آید سرِ مور و پیل ...

که نیک و بد اندر جهان بگذرد / زمانه دمِ ما همی بشمرد

اگر تخت یابی اگر تاج و گنج / وگر چند پوینده باشی به رنج

سرانجام جایِ تو خاک‌ست و خشت / جز از تخمِ نیکی نبایدت کِشت

 

( شاهنامه فردوسی بزرگ )


نوشته شده در تاريخ سه شنبه ۲۶ شهریور ۱۳۹۸ توسط رضا
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

اسلایدر