چو نیک درنگری آنکه میکند فریاد / ز دستِ خویِ بدِ خویشتن به فریاد است
تو پاک باش و مدار ای برادر از کس باک / به یاد دار که این پندم از پدر یاد است
اگر به پای بپویی وگر به سر بروی / مقسّمت ندهد روزیی که ننهادهست
خدای راست بزرگی و ملکِ بیانباز / به دیگران که تو بینی به عاریت دادهست
به خاک بر مرو ای آدمی به کشّی و ناز / که خاکِ پای تو همچون تو آدمیزاد است
( قصاید سعدی )
نوشته شده در تاريخ سه شنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۸ توسط رضا