خانه پر گندم و یک جو نفرستاده به گور / برگِ مرگت چو غمِ برگِ زمستانی نیست
ببری مالِ مسلمان و چو مالت ببرند / بانگ و فریاد برآری که مسلمانی نیست
سعدیا گرچه سخندان و مصالحگویی / به عمل کار برآید به سخندانی نیست
دستِ حسرت گزی ار یک درمت فوت شود / هیچت از عمرِ تلف کرده پشیمانی نیست
( قصاید سعدی )
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۸ توسط رضا