گر دستِ تو در خونِ روانم باشد / مندیش که آن دم غمِ جانم باشد
گویم چه گناه از منِ مسکین آمد / کو خسته شد از من، غمِ آنم باشد
( رباعیّات سعدی )
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۸ توسط رضا
گر دستِ تو در خونِ روانم باشد / مندیش که آن دم غمِ جانم باشد
گویم چه گناه از منِ مسکین آمد / کو خسته شد از من، غمِ آنم باشد
( رباعیّات سعدی )