ملکا و پادشاها، روشی کرامتم کن / که بدان روش بگردم ز بدی و بدگمانی
مددی دهم ز فیضت، که به ذوقِ آن حلاوت / کنم اهلِ معرفت را، همه ساله میزبانی
به تو استغاثه آرم، نه به یاریِ خلایق / ز تو استطاعه خواهم، نه ز گنجِ شایگانی
حرمِ تو آمد این دل، ز حسد نگاه دارش / که فرشته با شیاطین نکند همآشیانی
همه ممکنالوجودی صفتِ هلاک دارد / تو که واجبالوجودی ابدالابد بمانی
ز قبولِ حضرتِ خود نظری برین دل افگن / دلِ غم رسیدهای را برسان به شادمانی
اگر آید از نظامی گنهی، تو عفو گردان / که کس ایمنی ندارد ز قضایِ آسمانی
( قصاید نظامی )
در بیت سوم استغاثه : یاری خواستن – استطاعه : توانایی
نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۳ آذر ۱۳۹۸ توسط رضا