دلِ من صیدِ دلبر شد دگربار، ای مسلمانان / ز دستِ دل به جان آمد مرا کار، ای مسلمانان
عزیز و کامران بودم که پشتی داشتم از دل / چو دل از من برون آمد، شدم خوار، ای مسلمانان
به دستِ دل گرفتارم، ز دیده خون ازآن بارم / مبادا کس به دستِ دل، گرفتار، ای مسلمانان
همه عشّاق دل دارند، با دلدار در عالم / منم اکنون، نه دل دارم، نه دلدار، ای مسلمانان
نظامی را چو مفلس دید ترک یاریش کرده / که باشد یارِ مفلس را خریدار؟ ای مسلمانان
( غزلیّات نظامی )
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۸ توسط رضا