ندهم من به تو دل، گرچه بتِ دلبندی / دلِ ما را ببری، با دگری پیوندی
گرچه من عاجزم اما تو ستمگاره مباش / با من آن کن که اگر با تو بوَد بپسندی
ملک جمشید ندارم که ز تو بوسه خرم / اینک اینک من و دل، گر تو به دل خرسندی
چون گلاب از تو به هر انجمنی میگریم / تو چو گل بر رخِ هر ناکس و کس میخندی
( غزلیّات نظامی )
نوشته شده در تاريخ جمعه ۶ دی ۱۳۹۸ توسط رضا