ORezaO

ای تو به سررشتۀ جان گم شده / دامِ تو آن دانۀ گندم شده

قرصِ جوین می‌شکن و می‌شکیب / تا نخوری گندمِ آدم‌فریب

پیکِ دلی، پیروِ شیطان مباش / شیرِ امیری، سگِ دربان مباش

چرک نشاید ز ادیمِ تو شُست / تا نکنی توبۀ آدم نخست

عذر بِه آن را که خطایی رسید / کآدم از آن عذر به جایی رسید

چون دلش از توبه لطافت گرفت / مُلکِ زمین را به خلافت گرفت

تخمِ وفا در زمیِ عدل کِشت / وقفیِ آن مزرعه بر ما نوشت

ظلم رها کن، به وفا درگریز / خلق چه باشد؟ به خدا درگریز

نیکیِ او بین و بر آن کار کن / بر بدیِ خویشتن اقرار کن

چون تو خجل‌وار برآری نفس / فضل کند رحمتِ فریادرس

 

( مخزن‌الاسرار نظامی )

 

در بیت چهارم : ادیم : پوست


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۸ توسط رضا
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

اسلایدر