خانۀ پرعیب شد این کارگاه / خود نکنی هیچ به عیبش نگاه
چشم فروبستهای از عیبِ خویش / عیبِ کسان را شده آیینه پیش
دیده ز عیبِ دگران کن فراز / صورتِ خود بین و در او عیب ساز
در همه چیزی هنر و عیب هست / عیب مبین تا هنر آری به دست
در پرِ طاووس که زرپیکر است / سرزنشِ پای کجا درخور است؟
زاغ که او را همه تن شد سیاه / دیده سپید است، در او کن نگاه
( مخزنالاسرار نظامی )
نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۸ توسط رضا