ORezaO

هر نفَسی کآن غرض‌آمیز شد / دوستیی دشمنی‌انگیز شد

دوستیی کآن ز تویی و منی‌ست / نسبتِ آن دوستی از دشمنی‌ست

دوست بوَد مرهمِ راحت‌رسان / گرنه رها کن سخنِ ناکسان

دوست کدام؟ آنکه بوَد پرده‌دار / پرده‌درند این همه چون روزگار

یک دل داری و غمِ دل هزار / یک گلِ پژمرده و صد نیشِ خار

پرده درَد هرچه درین عالم است / رازِ تو را هم دلِ تو محرم است

چون دلِ تو بند ندارد بر آن / قفل چه خواهی ز دلِ دیگران

تا نشناسی گهرِ یارِ خویش / یاوه مکن گوهرِ اسرارِ خویش

صبر، مرا هم‌نفسِ درد کرد / رویِ مرا صبر چنین زرد کرد

لب مگشای ارچه در او نوش‌هاست / کز پسِ دیوار بسی گوش‌هاست

 

( مخزن‌الاسرار نظامی )


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۸ توسط رضا
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

اسلایدر