ORezaO

سخن کآن از سرِ اندیشه ناید / نوشتن را و گفتن را نشاید

سخن بسیار داری، اندکی کن / یکی را صد مکن، صد را یکی کن

چو آب از اعتدال افزون نهد گام / ز سیرابی به غرق آرد سرانجام

سخن کم گوی تا بر کار گیرند / که در بسیار، بد بسیار گیرند

سخن گوهر شد و گوینده غوّاص / به سختی در کف آید گوهرِ خاص

چو بتوان راستی را درج کردن / دروغی را چه باید خرج کردن؟

ز کژگویی سخن را قدر کم گشت / کسی کو راستگو شد، محتشم گشت

چو سرو از راستی برزد عَلَم را / ندید اندر خزان تاراجِ غم را

حدیثِ خسرو و شیرین نهان نیست / وزآن شیرین‌تر الحق داستان نیست

 

( خسرو و شیرین نظامی )


نوشته شده در تاريخ شنبه ۹ فروردین ۱۳۹۹ توسط رضا
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

اسلایدر