هوایِ خانۀ خاکی چنین است / گهی زنبور و گاهی انگبین است
ز ریگش نیست ایمن هیچ جویی / مسلّم نیست از سنگش سبویی
که آشامد کدویی آب ازو سرد / کز استسقا نگردد چون کدو زرد؟
جهانا چند ازین بیداد کردن؟ / مرا غمگین و خود را شاد کردن؟
غمین داری مرا، شادت نخواهم / خرابم خواهی، آبادت نخواهم
تو آن گندمنُمایِ جوفروشی / که در گندم، جوِ پوسیده پوشی
چو گندم گوژ و چون جو زردم از تو / جوی ناخورده گندم، خردم از تو
( خسرو و شیرین نظامی )
نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۹ توسط رضا