نمیخواهی که زیر افتی چو سایه / مشو بر نردبان جز پایه پایه
چنان راغب مشو در جستنِ کام / که از نایافتن رنجی سرانجام
طمع کم دار تا گر بیش یابی / فتوحی بر فتوحِ خویش یابی
مگو ناگفتنی در پیشِ اغیار / نه با اغیار، با محرمترین یار
به خلوت نیزش از دیوار میپوش / که باشد در پسِ دیوارها گوش
وگر نتوان که پنهان داری از خویش / مده خاطر بدآن، یعنی میندیش
میندیش آنچه نتوان گفتنش باز / که نندیشیده بِه ناگفتنی راز
مکن با هیچ بدمحضر نشستی / که نارد در شکوهت جز شکستی
سخن در فرجهای پرور که فرجام / ز وا گفتن تو را نیکو شود نام
اگر صد وجه نیک آید فراپیش / چو وجهی بد بوَد، زآن بد بیندیش
( خسرو و شیرین نظامی )
نوشته شده در تاريخ سه شنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۹ توسط رضا