ORezaO

به سانِ رهنوردانی که در افسانه‌ها گویند،

ما هم راهِ خود را می‌کنیم آغاز.

من اینجا بس دلم تنگ است،

و هر سازی که می‌بینم بدآهنگ است.

بیا ره‌توشه برداریم،

قدم در راه بگذاریم؛

ببینیم آسمانِ «هر کجا» آیا همین رنگ است؟

بیا ره‌توشه برداریم،

قدم در راه بگذاریم؛

کجا؟ هر جا که پیش آید.

کجا؟ هر جا که اینجا نیست.

من اینجا از نوازش نیز چون آزار ترسانم.

بیا تا راه بسپاریم

به سوی سرزمین‌هایی که در آن هرچه بینی بکر و دوشیزه‌ست.

بیا ای خسته‌خاطر دوست! ای مانندِ من دلکنده و غمگین!

من اینجا بس دلم تنگ است،

بیا ره‌توشه برداریم،

قدم در راهِ بی‌فرجام بگذاریم...

 

( مهدی اخوان ثالث )


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۹ توسط رضا
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

اسلایدر