صوفی و گوشۀ محراب و نکونامی و زرق / ما و میخانه و دُردیکش و بدنامی چند
باده پیش آر که بر طرْفِ چمن خوش باشد / مطربی چند و گلی چند و گلاندامی چند
باده در خانه اگر نیست برایِ دلِ ما / رنجه شو تا درِ میخانه بنه گامی چند
در بهایِ میِ گلگون اگرت زر نبوَد / خرقۀ ما به گرو کن، بستان جامی چند
ذکرِ سجّاده و تسبیح رها کن که عبید / نشوَد صید بدین دانه و این دامی چند
( غزلیّات عبید زاکانی )
نوشته شده در تاريخ شنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۹ توسط رضا