گاهگه پرتوی افتد به دلم / که پر از نور کند آب و گِلم
گویی آید به بَرَم پیکِ سروش / با پیامی همه نور و همه نوش
که من از بهرِ تو، فرزندِ زمین / تحفه آوردهام از عرشِ برین
چشم روشن کُن و بفْروز رُخان / اسمِ اعظم طلبی؟ خیز و بخوان
همچو من باش و بگو ای دلبند / که به دانایِ توانا سوگند،
گر توانایی و گر داناییست / برترین نامِ خدا زیباییست
پس بخوان با منِ ژولیدۀ مست / مست از روحِ می و سرِّ الست:
ای گُلِ سرسبدِ باغِ جمال / وی جمالِ تو فراتر ز کمال
آفرینندۀ هر بود و نمود / بود و باشد تویی و خواهد بود
( مهدی اخوان ثالث )
نوشته شده در تاريخ جمعه ۵ دی ۱۳۹۹ توسط رضا