ORezaO

ساقی‌نامه‌های شرفنامۀ نظامی

 

نظامی در شرفنامه در ابتدای هر یک از داستان‌ها، دو بیت ساقی‌نامه و پس از آن اندرزی آورده و سپس داستان را شرح می‌دهد. برخی از این ساقی‌نامه‌ها در این پست قرار خواهد گرفت و این پست تا پایان این کتاب به‌روز رسانی خواهد شد. در ضمن پس از اتمام کتاب، نسخه کامل این پست مجددا پست خواهد شد.

 

بیا ساقی، آن می نشان ده مرا / از آن دارویِ بیهشان دِه مرا

بدآن دارویِ تلخ بیهش کنم / مگر خویشتن را فرامُش کنم

 

بیا ساقی آن ارغوانی شراب / به من ده که تا مست گردم خراب

مگر زآن خرابی نوایی زنم / خراباتیان را صلایی زنم

 

بیا ساقی از خود رهاییم ده / ز رخشنده می روشناییم ده

میی کو ز محنت رهایی دهد / به آزردگان مومیایی دهد

 

بیا ساقی آن شربتِ جانفَزای / به من ده که دارم غمی جانگَزای

مگر چون بدآن شربت آرم نشاط / غمی چند را درنوردم بساط

 

بیا ساقی از شادیِ نوش و ناز / یکی شربت آمیز عاشق‌نواز

به تشنه ده آن شربتِ دلفریب / که تشنه ز شربت ندارد شکیب

 

بیا ساقی آن می که محنت‌بَر است / به چون من کسی دِه که محنت‌خور است

مگر بویِ راحت به جانم دهد / ز محنت زمانی امانم دهد

 

بیا ساقی آن می که ناز آورد / جوانی دهد، عمر باز آورد

به من دِه که این هر دو گم کرده‌ام / قناعت به خونابِ خُم کرده‌ام

 

بیا ساقی از می دلم تازه کن / در این ره صبوری به‌اندازه کن

چراغ دلم یافت بی‌روغنی / به می ده چراغِ مرا روشنی

 

بیا ساقی آن می که او دلکَش است / به من دِه که می در جوانی خَوش است

مگر چون بدآن می دهان تر کنم / بدو بختِ خود را جوان‌تر کنم

 

( شرفنامه نظامی )


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۹ توسط رضا
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

اسلایدر