ORezaO

بِهی‌چهرۀ باغ چندان بوَد / که شمشاد با لاله خندان بوَد

چو بادِ خزانی درآید به باغ / زمانه دهد جایِ بلبل به زاغ

شود برگ‌ریزان ز شاخِ بلند / دلِ باغبانان شود دردمند

ریاحین ز بستان شود ناپدید / درِ باغ را کس نجوید کلید

بنال ای کهن‌بلبلِ سالخورد / که رخسارۀ سرخ‌گل گشت زرد

فرو ماند دستم ز مَی خواستن / گران گشت پایم ز برخاستن

سر از لهو پیچید و گوش از سماع / که نزدیک شد کوچگه را وداع

به یاد آور ای تازه کبکِ دری / که چون بر سرِ خاکِ من بگذری،

گیا بینی از خاکم انگیخته / سرین سوده، پایین فرو ریخته،

همه خاکِ فرشِ مرا برده باد / نکرده ز من هیچ همعهد یاد،

نهی دست بر شوشۀ خاکِ من / به یاد آری از گوهرِ پاکِ من

فشانی تو بر من سرشکی ز دور / فشانم من از آسمان بر تو نور

دعایِ تو بر هرچه دارد شتاب / من آمین کنم تا شود مستجاب

درودم رسانی، رسانم درود / بیایی، بیایم ز گنبد فرود

مرا زنده پندار چون خویشتن / من آیم به جان، گر تو آیی به تن

مدان خالی از همنشینی مرا / که بینم تو را، گر نبینی مرا

لب از خفته‌ای چند خامُش مکن / فروخفتگان را فرامُش مکن

چو آنجا رسی می درافگن به جام / سویِ خوابگاهِ نظامی خُرام

نپنداری ای خضرِ پیروزپی / که از می مرا هست مقصود می

از آن می همه بی‌خودی خواستم / بدآن بی‌خودی مجلس آراستم

مرا ساقی از وعدۀ ایزدی‌ست / صبوح از خرابی، می از بی‌خودی‌ست

وگرنه به یزدان که تا بوده‌ام / به می دامنِ لب نیالوده‌ام

گر از می شدم هرگز آلوده‌کام / حلالِ خدای است بر من حرام

 

( شرفنامه نظامی )

 

در بیت پنجم : منظور از کهن‌بلبلِ سالخورد خود نظامی است و دارد به خود می‌گوید

در بیت هفتم : کوچگه : این دنیا

در بیت هشتم : یعنی ای جوانی که بعدها به سر خاک من می‌آیی (ابیات بعدی که سخن نظامی پس از مرگ با ماست بسیار شیوا و تاثیرگذار است)

در بیت نهم : سرین و پایین : جانب سر و جانب پا

در بیت یازدهم : شوشۀ خاک : سنگ یا نشان قبر


نوشته شده در تاريخ جمعه ۲۴ بهمن ۱۳۹۹ توسط رضا
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

اسلایدر