ORezaO

شبی روشن، از روز رخشنده‌تر / مَهی ز آفتابی درفشنده‌تر

به شغلِ جهان رنج بردن چه سود؟ / که روزی به کوشش نشاید فزود

جهان غم نیرزد، به شادی گرای / نه کز بهرِ غم کرده‌اند این سرای

جهان از پیِ شادی و دلخوشی‌ست / نه از بهرِ بیداد و محنت‌کشی‌ست

میِ شادی‌آور به شادی نهیم / ز شاده‌نهاده به شادی دهیم

چو دی رفت و فردا نیامد پدید / به شادی یک امشب بباید برید

چنان بِهْ که امشب تماشا کنیم / چو فردا رسد کارِ فردا کنیم

مکن جز طرب در می اندیشه‌ای / پدید است بازارِ هر پیشه‌ای

چه باید به خود بر ستم داشتن؟ / همه ساله خود را به غم داشتن؟

چه پیچیم در عالمِ پیچ‌پیچ؟ / که هیچ است از او سود و سرمایه هیچ

بیا تا نشینیم و شادی کنیم / شبی در جهان کیقبادی کنیم

یک امشب ز دولت ستانیم داد / ز دی و ز فردا نیاریم یاد

بدآنچ آدمی را بوَد دسترس / بکوشیم تا خوش برآید نفس

دمی را که سرمایه از زندگی‌ست / به تلخی سپردن نه فرخندگی‌ست

فدا کن درم، خوشدلی را بسیچ / که ارزان بوَد دل خریدن به هیچ

ز بهرِ درم تند و بدخو نباش / تو باید که باشی، درم گو مباش

مشو در حسابِ جهان سختگیر / همه سختگیری بوَد سخت‌میر

به آسان‌گذاری دمی می‌شمار / که آسان زیَد مردِ آسان‌گذار

شبی فرّخ و ساعتی ارجمند / بوَد شادمانی در او دلپسند

 

( شرفنامه نظامی )

 

در بیت دوم : روزی : رزق

در بیت پنجم : مصراع دوم یعنی آن می که برای شادی نهاده شده است را برای شادیِ دیگران به آنها هم بدهیم

در بیت ششم و دوازدهم : دی : دیروز


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۳۰ تیر ۱۴۰۰ توسط رضا
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

اسلایدر