خِرد هر کجا گنجی آرَد پدید / ز نامِ خدا سازد آن را کلید
خدایِ خردبخشِ بخردنواز / همان ناخردمند را چارهساز
به حُکم آشکارا، به حکمت نهفت / ستاینده حیران از او وقتِ گفت
خدایا تویی بنده را دستگیر / بوَد بنده را از خدا ناگزیر
تویی خالقِ بوده و بودنی / ببخشای بر خاکِ بخشودنی
تو را خواهم از هر مرادی که هست / که آید به تو هر مرادی به دست
( اقبالنامه نظامی )
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۱۴ مرداد ۱۴۰۰ توسط رضا