ORezaO

بیت‌هایی از خردنامۀ ارسطو که به درخواست اسکندر برایش نوشت

 

دری را که بندش بوَد ناپدید / ز دانا توان بازجستن کلید

به هر دولتی کآوری در شمار / سجودی بکن پیشِ پروردگار

به پیروزیِ خود قوی‌دل مباش / ز ترسِ خدا هیچ غافل مباش

خداترس را کارساز است بخت / بوَد ناخداترس را کار سخت

به هر جا که باشی تنومند و شاد / سپندی به آتش فکن بامداد

مباش ایمن از دیدنِ چشمِ بد / نه از چشمِ بد، بلکه از چشمِ خود

حسد مرد را دل به درد آورَد / میانِ دو آزاده گَرد آورد

چو آمرزشِ ایزدی بایدت / نباید که رسمِ بدی آیدت

بَدان را بد آید ز چرخِ کبود / به نیکان همه نیکی آید فرود

مکن جز به نیکی گرایندگی / که در نیکنامی‌ست پایندگی

نهانی به خواهندگان چیز دِه / که خشنودیِ ایزد از چیز به

دهش کز نظرها نهانی بوَد / حصارِ بدِ آسمانی بوَد

به جایِ تو گر بد کند ناکسی / تو نیز ار کنی نیکویی با کسی

هم آن را، هم این را فراموش کن / زبان از بد و نیک خاموش کن

لب از خندۀ خرّمی درمبند / غمین باش پنهان و، پیدا بخند

 

( اقبال‌نامه نظامی )


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۸ مهر ۱۴۰۰ توسط رضا
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

اسلایدر