بویِ کبر و بویِ حرص و بویِ آز / در سخن گفتن بیاید چون پیاز
گر خوری سوگند من کی خوردهام / از پیاز و سیر تقوی کردهام
آن دَمِ سوگند غمّازی کند / بر دماغِ همنشینان برزند
پس دعاها رد شود از بویِ آن / آن دلِ کژ مینماید در زبان
گر حدیثت کژ بوَد معنیت راست / آن کژیِّ لفظ مقبولِ خداست
( مثنوی مولوی )
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۲۵ خرداد ۱۴۰۱ توسط رضا