جانِ من آن روز رفت کِم رُخت آمد به پیش / یاربم آن روزِ پیش، پیش نیاید مرا
دل بشنیدم که دوش لعلِ تو بوسید و مُرد / پیشِ چنین مُردنی، زیست نشاید مرا
سینۀ خسرو ز توست آینۀ زنگخورد / مصقلِ وصلِ تو کو تا بزداید مرا؟
.
( امیرخسرو دهلوی )
نوشته شده در تاريخ شنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۱ توسط رضا