بیهمگان به سر شود، بیتو به سر نمیشود / داغِ تو دارد این دلم، جای دگر نمیشود
خمرِ من و خمارِ من، باغِ من و بهارِ من / خوابِ من و قرارِ من، بیتو به سر نمیشود
جاه و جلالِ من تویی، ملکت و مالِ من تویی / آبِ زلالِ من تویی، بیتو به سر نمیشود
گاه سوی وفا روی، گاه سوی جفا روی / آنِ منی، کجا روی؟ بیتو به سر نمیشود
.
( غزلیّات مولوی )
نوشته شده در تاريخ سه شنبه ۱۵ اسفند ۱۴۰۲ توسط رضا