این بار من یکبارگی در عاشقی پیچیدهام / این بار من یکبارگی از عافیت ببریدهام
ای مردمان، ای مردمان، از من نیاید مردمی / دیوانه هم نندیشد آن کاندر دل اندیشیدهام
من از برای مصلحت در حبسِ دنیا ماندهام / حبس از کجا من از کجا؟ مالِ که را دزدیدهام؟
من طُرفه مرغم کز چمن با اشتهای خویشتن / بیدام و بیگیرندهای اندر قفس خیزیدهام
زیرا قفس با دوستان خوشتر ز باغ و بوستان / بهرِ رضای یوسفان در چاه آرامیدهام
.
( غزلیّات مولوی )
نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۴ توسط رضا