مرده بُدم زنده شدم، گریه بدم خنده شدم / دولتِ عشق آمد و من دولتِ پاینده شدم
گفت که سرمست نئی رو که از این دست نئی / رفتم و سرمست شدم وز طرب آکنده شدم
.
( غزلیّات مولوی )
نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۴ توسط رضا
مرده بُدم زنده شدم، گریه بدم خنده شدم / دولتِ عشق آمد و من دولتِ پاینده شدم
گفت که سرمست نئی رو که از این دست نئی / رفتم و سرمست شدم وز طرب آکنده شدم
.
( غزلیّات مولوی )