یک لحظه و یک ساعت، دست از تو نمیدارم / زیرا که تویی کارم، زیرا که تویی بارم
جانِ من و جانِ تو، گویی که یکی بودهست / سوگند بدین یک جان، کز غیرِ تو بیزارم
رفتم برِ درویشی، گفتا که خدا یارت / گویی به دعای او شد چون تو شهی یارم
.
( غزلیّات مولوی )
نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۱۶ تیر ۱۴۰۴ توسط رضا