ORezaO

ایرج توسط برادرانش سلم و تور کشته شد و جسدش به پیش فریدون فرستاده شد ، فریدون که همه چیز را آماده کرده بود و آماده استقبال از پسرش شده بود وقتی جسد پسرش را دید :

 

ز تابوت چون پرنیان برکشید / سر ایرج آمد بریده پدید

بیفتاد ز اسپ آفریدون به خاک / سپه سر به سر جامه کردند چاک

.

.

نهاده سر ایرج اندر کنار / سر خویشتن کرد زی کردگار

همی گفت کای داور دادگر / بدین بی گنه کشته اندر نگر

به خنجر سرش کنده در پیش من / تنش خورده شیران آن انجمن

دل هر دو بیداد از آن سان بسوز / که هرگز نبینند جز تیره روز

به داغی جگرشان کنی آژده / که بخشایش آرد بر ایشان دده

همی خواهم از روشن کردگار / که چندان زمان یابم از روزگار

که از تخم ایرج یکی نامور / بیاید بر این کین بندد کمر

چو دیدم چنین زآن پس شایدم / اگر خاک بالا بپیمایدم

برین گونه بگریست چندان به زار / همی تا گیا رستش اندر کنار

زمین بستر و خاک بالین او / شده تیره روشن جهان بین او


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۱ توسط رضا
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

اسلایدر