ستایش خداوند از زبان زال - شاهنامه فردوسی
چنین گفت کز داور راد و پاک / دل ما پر امّید و ترس است و باک
به بخشایش امّید و ترس از گناه / به فرمان ها ژرف کردن نگاه
ستودن مر او را چنان چون توان / شب و روز بودن به پیشش نوان
خداوند گردنده خورشید و ماه / روان را به نیکی نماینده راه
بدویست گیهان خرم به پای / همو داد و داور به هر دو سرای
بهار آرد و تیرماه و خزان / برآرد پر از میوه دار رزان
جوان داردش گاه با رنگ و بوی / گهش پیر بینی دژم کرده روی
ز فرمان و رایش کسی نگذرد / پی ِ مور بی او زمین نسپرد
نوشته شده در تاريخ شنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۱ توسط رضا