ORezaO
خرد چشم جان است چون بنگری / تو بی چشم جان آن جهان نسپری
نخست آفرینش خرد را شناس / نگهبان جان است و آن را سپاس
سپاس تو گوش است و چشم و زبان / کزینت رسد نیک و بد بی گمان
خرد را و جان را که یارد ستود / و گر من ستایم که یارد شنود
حکیما چو کس نیست گفتن چه سود / از این پس بگو کآفرینش که بود
توئی کرده کردگار جهان / شناسی همه آشکار و نهان
همیشه خرد را تو دستور دار / بدو جانت از ناسزا دور دار
زهر دانشی چون سخن بشنوی / از آموختن یک زمان نغنوی
چو دیدار یابی به شاخ سخن / بدانی که دانش نیاید به بن
 
(فردوسی)

 


نوشته شده در تاريخ سه شنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط رضا
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

اسلایدر