ORezaO
هدف اصلی فردوسی از تقدیم شاهنامه به سلطان محمود ، حفظ نسخه های ارزشمند این اثر در کتابخانه سلطنتی بود تا انتشار آن سهل و ممکن نماید .

 

بازتاب اهداف واقعی فردوسی را در شاهنامه او می توان دید . فردوسی امیدوار بود که بتواند اندیشه ملی گرایی را احیا و خاطره کسانی که در شکل گیری تاریخ ایران نقش داشتند و از میراث ایرانی دفاع کرده بودند در قالب منظومه حماسی ، نام خود را جاودان سازد .او مصمم بود تا آنان را از اتهاماتی که به تازگی از سوی ایرانیان نو مسلمان به ایشان وارد شده بود تبرئه سازد ؛ اتهاماتی چون کافری و انجام اعمال اهریمنی .

برخی اهداف فردوسی :

1. بازنویسی تاریخ باستان در قالب نظم

2. اثبات حقانیت ایران باستان

با گسترش اسلام افسانه های سامی فرصت یافتند تا به سرعت جایگزین تاریخ و روایات پهلوانی ایران شده یا آنها را تحت الشعاع خود قرار دهند . بی توجهی به سنت ها و تحریف عامدانه آداب و رسوم و نیز خدشه دار کردن شخصیت ها و رویدادهای باستانی ، فرهنگ ایرانی را در معرض خطر قرار می داد . اینکه فردوسی به هدف خود که همان احیای روح ملی ایرانی و جلوگیری از محو سنت ها و تاریخ ایران در فرهنگ عرب بود ، رسیده است یا نه ؛ با ماندگاری این سنت ها به نحوی که او پیراسته و به ما منتقل کرده ، ثابت می شود .

3. خلق یادمانی جاوید

بسی رنج بردم در این سال سی / عجم زنده کرده بدین پارسی

چو این نامور نامه آید به بن / ز من روی کشور شود پر سخن

از آن پس نمیرم که من زنده ام / که تخم سخن را پراکنده ام

هر آن کس که دارد هش و رای و دین / پس از مرگ بر من کند آفرین

فردوسی به آرزوی خود دست یافت . طولی نکشید که پس از مرگ او شاهنامه وی در میان ایرانیان ، همچون قرآن در نزد اعراب ، مقبولیت یافت .

4. تجدید حیات ملی گرایی ایرانی

به راستی فردوسی با سرایش شاهنامه زبان فارسی را تحکیم بخشید به حدی که دیگر مورد تهدید قرار نگرفت و هیچ زبان دیگری جز زبان فارسی نتوانست در برخورد مستقیم با زبان عربی ، چنین بنای محکم و استواری ایجاد کند ؛ بنابراین فردوسی حق دارد که با خرسندی اعلام نماید :

بسی رنج بردم در این سال سی / عجم زنده کرده بدین پارسی

از آن پس اصطلاح عجم معنای موهن خود را از دست داد و تلاش برای عربی مابی زبان فارسی سرکوب شد .

فردوسی به شدت بر ویژگی های مثبت " دین بهی " تاکید می کرد و نیاکان خود را به عنوان یگانه پرست با باورهای اخلاقی قوی ترسیم می نمود .

خدمت بزرگ او تهییج و تقویت افتخار به ایرانی بودن ، به نحوی که از همانندی ایران به ملت عرب ممانعت به عمل آورد . برخی از ابیات او امروزه گوباترین ترجمان عقاید و احساسات ملی گرایانه خود را حفظ کرده است :

چو ایران نباشد تن من مباد / بدين بوم و بر زنده يک تن مباد

دریغ است ایران که ویران شود / کنام پلنگان و شیران شود

ز بهر بر و بوم و پیوند خویش / زن و کودک خرد و فرزند خویش

همه سر به سر تن به کشتن دهیم / به آید که کشور به دشمن دهیم

چنین گفت موبد که مردم به نام / به از زنده دشمن بدو شادکام

بی هیچ تعصبی می توان گفت که هیچکس به اندازه فردوسی بر مفهوم ملی گرایی ایرانی تاثیر نداشته است . پس از شهرت یافتن شاهنامه ایرانیان نمی توانستند نامه رستم فرخزاد به برادرش را درباره غلبه اعراب بر ایران و پیامدهای آن بخوانند و بی تفاوت بمانند .

5. اعتبار و شهرت شخصی

6. درس های تاریخی

فردوسی از خواننده اشعار خود انتظار نداشت که از کنار وقایع تاریخی بی تفاوت بگذرد بلکه از او می خواست که به دقت بیندیشد تا زمینه های ظهور و سقوط افراد و ملت ها را دریابد و از گذشته برای بهبود بخشیدن به حال و ترسیم بهتر آینده درس بگیرد .

شاهنامه با تاکید بر ناپایداری دنیا و رهگذر بودن انسان ، کسی را خردمند می داند که از ستم ، دروغ ، آز ، کشتار و دیگر اعمال شر بپرهیزد و در عوض برای عدالت ، حقیقت ، نظم و دیگر فضایل که مایه سعادت ، آرامش و افتخار است ؛ تلاش نمایند .

همه خاک دارند بالین و خشت / خنک آنک جز تخم نیکی نکشت

 

( خلاصه ای از بخش " هدف فردوسی " از کتاب " رازهای شاهنامه " )


نوشته شده در تاريخ سه شنبه ۸ مرداد ۱۳۹۲ توسط رضا
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

اسلایدر