او با دریافت ویژگی ها و تنش های زمانه ، ضرورت تدوین بی درنگ حماسه ملی و احراز هویت قومی و فرهنگی و زبانی ایرانیان را به خوبی احساس می کرد و تشخیص می داد و توانایی لازم برای بر دوش گرفتن بار امانتی چنین بزرگ و سنگین را در خود می دید .
از آن پس همه زندگی فردوسی در مدت 30 تا 35 سال یکسره در کار عظیم سرودن شاهنامه و سامان و ساختاری یکپارچه بخشیدن به یادمان های پراکنده پهلوانی ایرانیان در هزاره های سپری شده گذشت و این مهم را در دهه های پایانی سده چهارم هجری خورشیدی به پایان رساند .
تاریخ رونویسی کهن ترین دستنوشت یافته شاهنامه دویست سال پس از خاموشی شاعر است ؛ پس نمی توان احتمال دستبرد رونویسان یا دارندگان این دستنوشت را نادیده گرفت و هرچه را که در آن هست به صرف کهن ترین بودن آن در میان دستنوشت های بازیافته ، درست و اصیل و سروده بی چون و چرای خود شاعر دانست .
دریغ این سر و تاج و این داد و تخت / دریغ این بزرگی و این فر و بخت
کزین پس شکست آید از تازیان / ستاره نگردد مگر بر زیان
رهایی نیابم سرانجام ازین / خوشا باد نوشین ایران زمین
چو با تخت منبر برابر کنند / همه نام بوبکر و عمر کنند
تبه گردد این رنج های دراز / نشیبی دراز است پیش فراز
برنجد یکی ، دیگری برخورد / به داد و به بخشش کسی ننگرد
زیان کسان از پی سود خویش / بجویند و دین اندر آرند پیش
( خلاصه ای از بخش " زمان و زندگی فردوسی " از کتاب " رازهای شاهنامه " )