ORezaO

نرفت تا تو برفتی خیالت از نظرم / برفت در همه عالم به بی‌دلی خبرم

نه بخت و دولت آنم که با تو بنشینم / نه صبر و طاقت آنم که از تو درگذرم

قیامتم که به دیوان حشر پیش آرند / میان آن همه تشویش در تو می‌نگرم

به جان دوست که تا دوست در برم باشد / هزار دشمن اگر بر سرند غم نخورم

 

( غزلیّات سعدی )


نوشته شده در تاريخ جمعه ۲۵ دی ۱۳۹۴ توسط رضا
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

اسلایدر