ORezaO

من که گفتم این بهار افسردنی است / من که گفتم این پرستو مردنی است

من که گفتم ای دل بی بند و بار / عشق یعنی رنج ، یعنی انتظار

آه عجب کاری به دستم داد دل / هم شکست و هم شکستم داد دل . . .


می روی آن دل مسکین مرا برگردان / شب بارانیه غمگین مرا برگردان

 هرچه بردید ز جان و دل من حرفی نیست / لااقل آن من پیشین مرا برگردان


دل هوای لاله زاران میکند ، بیقراری بهر یاران میکند ، چشمهایم ساکت و بی اختیار ، خلوتم را اشکباران میکند ، یاد یاران در غروب غصه ها ، بار غم را صدهزاران میکند.


نوشته شده در تاريخ شنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۱ توسط رضا
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

اسلایدر