میان قلب من تو خانه کردی/ مرا با عشق خود دیوانه کردی
ببین آورده ای چه بر سر من/ دل آباد من, ویرانه کردی
چنان من گشته ام افسون رویت/ تو خود را شمع و من پروانه کردی
غریب و بی کس و گمگشته بودم/ مرا با عشق خود افسانه کردی
مرا مسجد گذارم بود هر روز/ تو من را شهره در میخانه کردی
کلام آخر من با تو اینست/ چرا جانا مرا دیوانه کردی؟
شعر از خودم و تقدیم به سایت زیبای شما
نوشته شده در تاريخ سه شنبه ۲۷ تیر ۱۳۹۱ توسط رضا