ORezaO

از تو با مصلحت خویش نمی پردازم / همچو پروانه که می سوزم و در پروازم

گر توانی که بجویی دلم امروز بجوی / ورنه بسیار بجویی و نیابی بازم

گر به آتش بری ام صد ره و بیرون آری / زر نابم که همان باشم اگر بگدازم

ماجرای دل دیوانه بگفتم به طبیب / که همه شب درِ چشم است به فکرت بازم

گفت از این نوع شکایت که تو داری سعدی / درد عشق است ندانم که چه درمان سازم

 

( غزلیّات سعدی )


نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۵ توسط رضا
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

اسلایدر