میشنوی؟ بعدازاینکه تودلم روصدازدی لحظه به لحظه داردپاسخت رامیدهد.
-----------------------------------------------
مرهم زخم های کهنه ام کنج لبان توست بوسه نمی خواهم چیزی بگو (احمد شاملو)
--------------------------------------------
همین امروز دوستم بدار ، شاید فردائی نباشد . . .
-----------------------------------------
می نالم از جدائی ، ای نازنین کجائی / سوزم ز هجرت ای بهترین کجائی
در باغ آرزوها دیگر گلی نمانده / در حسرت گل هستم ای باغبان کجائی . . .
-------------------------------------
شوق دیدار تو را قاصد بی رحم چه داند / آن قدر شوق به دیدار تو دارم که خدا میداند . . .
نوشته شده در تاريخ سه شنبه ۲۷ تیر ۱۳۹۱ توسط رضا