ای که بر مَه کَشی از عنبرِ سارا چوگان / مضطربحال مگردان منِ سرگردان را
هر که را خوابگهِ آخِر مشتی خاک است / گو چه حاجت که به افلاک کَشد ایوان را
حافظا، مَی خور و رندی کن و خوش باش، ولی / دامِ تزویر مکن چون دگران قرآن را
( غزلیّات حافظ )
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۳ شهریور ۱۳۹۵ توسط رضا