سرشکِ من که ز طوفانِ نوح دست بَرَد / ز لوحِ سینه نیارَست نقشِ مهرِ تو شُست
بکُن معاملهای، واین دل شکسته بخر / که با شکستگی ارزد به صد هزار درست
به صدق کوش که خورشید زاید از نفَست / که از دروغ سیهروی گشت صبحِ نخست
( غزلیّات حافظ )
نوشته شده در تاريخ شنبه ۲۰ شهریور ۱۳۹۵ توسط رضا