تویی که بر سرِ خوبانِ کشوری چون تاج / سزد اگر همۀ دلبران دهندت باج
دو چشمِ شوخِ تو بر هم زده خطا وُ حَبَش / به چینِ زلفِ تو ماچین و هند داده خراج
( غزلیّات حافظ )
در بیت دوم : شوخ : زیبا، عشوه گر، گستاخ، دزد - خطا (ختا) : نام سرزمینی در ترکستان و چین شمالی که به داشتن زیبارویان معروف بوده - خطا و حبش ایهام دارد : 1) ولایت خطا و حبش که یکی در شرق و دیگری در غرب است، 2) استعاره از سفیدی و سیاهی چشم، زیرا مردم خطا سفید و حبشیان سیاه اند - خطا و حبش را بر هم زدن ایهام دارد : 1) سپیدی و سیاهی را در کنار هم آوردن 2) ولایت خطا و حبش را آشفته کردن و بر هم زدن - ماچین : چین بزرگ و اصلی - از چین و ماچین مشک و عنبر می آوردند - در اینجا خواجه می فرماید : ای معشوق، بوی معطّر زلف تو از بوی مشک چین و ماچین خوب تر است
معنی بیت دوم : ای معشوق، دو چشم گستاخ و افسونگر تو سرزمین خطا و حبش را که در شرق و غرب عالم اند، بر هم زده است و نیز چین و هند به گیسوی معطر و سیاه زیبای تو باج می دهند