دِی پیرِ مَیفروش که ذکرش به خیر باد / گفتا شراب نوش و غمِ دل ببَر ز یاد
گفتم به باد میدهد هم باده نام و ننگ / گفتا قبول کن سخن و هرچه باد باد
سود و زیان و مایه چو خواهد شدن ز دست / از بهرِ این معامله غمگین مباش و شاد
بادت به دست باد اگر دل نهی به هیچ / در معرضی که تختِ سلیمان رود به باد
حافظ، گرت ز پندِ حکیمان ملالت است / کوته کنیم قصّه، که عمرت دراز باد
( غزلیّات حافظ )
در بیت چهارم : باد به دست بودن : کنایه از بی حاصل و بی بهره بودن - هیچ : کنایه از دنیا - به باد رفتن تخت سلیمان : ایهام دارد : 1) نابود و ویران شدن تخت سلیمان ، 2) اشاره است به مرکب بودن باد برای سلیمان
نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۹۵ توسط رضا