ORezaO

دل از من برد و روی از من نهان کرد / خدا را با که این بازی توان کرد ؟

چرا چون لاله خونین‌دل نباشم / که با ما نرگسِ او سر گران کرد ؟

که را گویم، که با این دردِ جان‌سوز / طبیبم قصدِ جانِ ناتوان کرد ؟

بدآن سان سوخت چون شمعم، که بر من / صُراحی گریه وُ، بَربَط فغان کرد

میان مهربانان کَی توان گفت / که یارِ ما چنین گفت و چنان کرد ؟

عدو با جانِ حافظ آن نکردی / که تیرِ چشمِ آن ابروکمان کرد

 

( غزلیّات حافظ )

 

در بیت اول : خدا را : برای خدا ، بخاطر خدا

در بیت دوم : نرگس : استعاره از چشم معشوق - سر گران کردن : کنایه از تکبّر و بی اعتنایی کردن

در بیت سوم : طبیب : استعاره معشوق ، از آن جهت که درمان درد عاشق در دست اوست

در بیت چهارم : صراحی : ظرف بلورین که در آن پیاله شراب می ریزند - بربط : سازی است که به آن رود نیز می گویند

در بیت پنجم : چنین گفت : با زبان پیمان بست - چنان کرد : در عمل به عهد خود وفا نکرد


نوشته شده در تاريخ شنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۶ توسط رضا
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

اسلایدر