گداخت جان که شود کارِ دل تمام و نشد / بسوختیم در این آرزویِ خام و نشد
به لابه گفت شبی میرِ مجلسِ تو شوم / شدم به رغبتِ خویشش کمینغلام و نشد
پیام داد که خواهم نشست با رندان / بشد به رندی و دُردیکشیم نام و نشد
به کویِ عشق منِه بیدلیلِ راه قدم / که من به خویش نمودم صد اهتمام و نشد
( غزلیّات حافظ )
در بیت اول : کار دل تمام شدن : کنایه از رسیدن به معشوق – آرزوی خام : آرزوی دستنیافتنی
در بیت دوم : لابه : مکر و فریب – کمین غلام : کمترین غلام
در بیت چهارم : دلیل راه : راهنما و پیر راه طریقت
نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۱۲ تیر ۱۳۹۶ توسط رضا