ORezaO

درون پراکندگان جمع دار / که جمعیتت باشد از روزگار

چه خوش گفت فردوسی پاک زاد / که رحمت بر آن تربت پاک باد

میازار موری که دانه‌کش است / که جان دارد و جان شیرین خوش است

سیاه‌اندرون باشد و سنگدل / که خواهد که موری شود تنگدل

مزن بر سر ناتوان دست زور / که روزی به پایش درافتی چو مور

درون فروماندگان شاد کن / ز روز فروماندگی یاد کن

نبخشود بر حال پروانه شمع / نگه کن که چون سوخت در پیش جمع

گرفتم ز تو ناتوان‌تر بسی‌ست / تواناتر از تو هم آخر کسی‌ست

مکن بد که بد بینی از یار نیک / نروید ز تخم بدی بار نیک

 

( بوستان سعدی )


نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۶ توسط رضا
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

اسلایدر