ORezaO

سخن فردوسی قبل از شروع پادشاهی اشکانیان و پس از ستایش محمود

 

1 نگه کن که این نامه تا جاودان / درفشی بُوَد بر سرِ بخردان

2 بماند بسی روزگاران چنین / که خوانند هر کس برو آفرین

3 نباشد جهان بر کسی پایدار / همه نامِ نیکو بُوَد یادگار

4 چنین گفت نوشین‌روانِ قباد / که چون شاه را دل بپیچد ز داد

5 کند چرخ منشورِ او را سیاه / ستاره نخواند ورا نیز شاه

6 ستم، نامۀ عزلِ شاهان بُوَد / چو دردِ دلِ بی‌گناهان بوَد ...

7 نکوهیده‌تر شاه ضحّاک بود / که بیدادگر بود و ناپاک بود

8 فریدونِ فرّخ ستایش ببرد / بمُرد او و جاوید نامش نمرد

9 ستایش نبرد آنکه بیداد بود / به گنج و به تختِ مهی شاد بود

10 گسسته شود در جهان کامِ اوی / نخواند به گیتی کسی نامِ اوی

11 سخن مانَد اندر جهان یادگار / سخن بهتر از گوهرِ شاهوار

 

( شاهنامه فردوسی بزرگ )

 

در بیت اول : نامه : شاهنامه

در بیت چهارم : نوشین‌روان : انوشیروان پسر قبادِ ساسانی

در بیت ششم : معنی مصراع اول : ظلم و ستم باعث می‌شود شاهان برکنار شوند


نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۷ توسط رضا
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

اسلایدر