ORezaO

ای دل، آن دَم که خراب از میِ گلگون باشی / بی‌زر و گنج، به صد حشمتِ قارون باشی

در مقامی که صدارت به فقیران بخشند / چشم دارم که به جاه، از همه افزون باشی

در رهِ منزلِ لیلی که خطرهاست در آن / شرطِ اوّل‌قدم آن است که مجنون باشی

نقطۀ عشق نمودم به تو، هان سهو مکن / ورنه چون بنگری، از دایره بیرون باشی

کاروان رفت و، تو در خواب و، بیابان در پیش / کی روی؟ ره ز که پرسی؟ چه کنی؟ چون باشی؟

تاجِ شاهی طلبی، گوهرِ ذاتی بنَمای / ور خود از تخمۀ جمشید و فریدون باشی

ساغری نوش کن و جرعه بر افلاک فشان / چند و چند از غمِ ایّام جگرخون باشی؟

حافظ از فقر مکن ناله، که گر شعر این است / هیچ خوشدل نپسندد که تو محزون باشی

 

( غزلیّات حافظ )

 

در بیت چهارم : معنی بیت : مرکز دایرۀ عشق را به تو نشان دادم، آگاه باش که خطا نکنی، وگرنه تا به خود بیایی، خواهی دید که از دایرۀ عشق بیرون افتاده‌ای


نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۷ توسط رضا
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

اسلایدر