هنگامی که شاه بهرام گور به ظاهرِ یک فرستاده از جانب شاه ایران به هندوستان رفته و آنجا کارهای بزرگی میکند (مانند کشتن کرگدنی عظیم و اژدها) و همچنین شاه هند دختر خود سپینود را به او میدهد، شاه چین که آوازۀ کارهای او را شنیده است نامهای برایش مینویسد و در حالیکه نمیداند او خود بهرام گور است، در شروع نامه خودش را شاه جهان مینامد و او را به چین دعوت میکند و کارهای او را میستاید و میگوید هنگام برگشتت هدیه و مال زیادی به تو میبخشم (لازم به ذکر است که مدتی پیشتر شاه قبلی چین به ایران حمله کرد و از بهرام گور شکست خورد و اسیر شد). پاسخ بهرام گور به نامۀ او:
1 سرِ نامه گفت آنچه گفتی رسید / دو چشمِ تو جز کشورِ چین ندید ...
2 شهنشاه، بهرامِ گورست و بس / چنو در زمانه ندانیم کس
3 به مردیّ و دانش، به فرّ و نژاد / چنو پادشا کس ندارد به یاد ...
4 دگر آنکه گفتی که من کردهام / به هندوستان رنجها بردهام ...
5 هنر نیز ز ایرانیانست و بس / ندارند کرگِ ژیان را به کس
6 همه یکدلانند و یزدانشناس / به نیکی ندارد ز اختر سپاس
7 دگر آنکه دختر به من داد شاه / به مردی گرفتم چنین پیشگاه ...
8 چو با من سزا دید پیوندِ خویش / به من داد شایسته فرزندِ خویش
9 دگر آنکه گفتی که خیز ایدر آی / به نیکی بباشم ترا رهنمای
10 مرا شاهِ ایران فرستد به هند / به چین آیم از بهرِ چینی پرند ؟!
11 نباشد ز من بنده همداستان / که رانم بدینگونه بر داستان
12 دگر آنکه گفتی که با خواسته / به ایران فرستمت آراسته
13 مرا کرد یزدان از آن بینیاز / به چیزِ کسان دست کردن دراز
14 ز بهرام دارم به بخشش سپاس / نیایش کنم روز و شب در سه پاس
15 چهارم سخن گر ستودی مرا / هنر ز آنچه برتر فزودی مرا
16 پذیرفتم این از تو ای شاهِ چین / بگوییم با شاهِ ایرانزمین
17 ز یزدان ترا باد چندان درود / که آن را نداند فلک تار و پود
( شاهنامه فردوسی بزرگ )
در بیت پنجم : کرگ : کرگدن، اشاره به کشتن کرگدن توسط بهرام گور – معنی مصراع دوم : کرگدن قوی را به هیچ حساب نمیکنند
در بیت دوازدهم : خواسته : کالا، مال
در بیت چهاردهم : (مصراع دوم اشاره به سه نوبت نیایش و نماز در دین زرتشتی و مهری عصر ساسانیان دارد)
در بیت هفدهم : معنی مصراع دوم : فلک اندازۀ آن (تار و پود، کنایه از طول و عرض) را نداند، یعنی درود بیکران