نگارینا، شنیدستم که گاهِ محنت و راحت / سه پیراهن سَلَب بودهست یوسف را به عمر اندر
یکی از کید شد پُرخون، دوم شد چاک از تهمت / سوم یعقوب را از بوش، روشن گشت چشمِ تر
رخم ماند بدان اول، دلم ماند بدان ثانی / نصیبِ من شود در وصل، آن پیراهنِ دیگر؟
( رودکی )
در بیت اول : سلب : جامه، پوشش
در بیت سوم : یعنی چهرهام پرخون، و دلم چاک گشته است، آیا چشمم به دیدن تو روشن میشود و به وصلت میرسم؟ (استاد مسلم شعر فارسی، تشبیه بینظیری را در این شعر به کار برده است)
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۱۹ دی ۱۳۹۸ توسط رضا