تو حالِ دلم پرسی، من در رخِ تو حیران / خواهم که سخن گویم، آواز برون ناید
گفتی که شدی رسوا، سهل است، به یک بوسه / بربند دهانم را تا راز برون ناید
.
( امیرخسرو دهلوی )
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۵ مرداد ۱۴۰۲ توسط رضا
تو حالِ دلم پرسی، من در رخِ تو حیران / خواهم که سخن گویم، آواز برون ناید
گفتی که شدی رسوا، سهل است، به یک بوسه / بربند دهانم را تا راز برون ناید
.
( امیرخسرو دهلوی )