زهی عشق، زهی عشق که ما راست خدایا / چه نغز است و چه خوب است و چه زیباست خدایا
زهی ماه، زهی ماه، زهی بادۀ همراه / که جان را و جهان را بیاراست خدایا
فتادیم، فتادیم بدانسان که نخیزیم / ندانیم ندانیم چه غوغاست خدایا
نه دامیست، نه زنجیر، همه بسته چراییم؟ / چه بند است؟ چه زنجیر؟ که برپاست خدایا
ز عکسِ رخِ آن یار در این گلشن و گلزار / به هر سو مَه و خورشید و ثریّاست خدایا
.
( غزلیّات مولوی )
نوشته شده در تاريخ جمعه ۱۳ مرداد ۱۴۰۲ توسط رضا